![]() |
![]() |
|
| کاریز یعنی قنات ، قنات چاهی است در دل کویر... |
|
خب ، تموم شد ، این دفتر هم مثل بقیه دفتر ها ورق هاش ته کشید
وقتی از دل لیلی مجنون میگفتیم گوش من... اضافه های صحبتمان را در جیبش پنهان کرد تا وقتی آن را در جوی رها میکند کاریز بخندد... اما .............. اما من جیبم سوراخ بود پیشم ماند تا ته مانده آن روز همان گل ها را به من یاد آوری کند اکنون پس از گذشت این همه وقت من دیر فهمیدم جیبی در کار نبود تا سوراخ باشد!! بدرود... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:35 توسط پوریا |
|
|
مکتب سورئالیسم در سال 1924 به وسیله "اندره برتون" ایجاد شد.
وی معتقد بود ادبیات نباید به هیچ چیز، به جز تظاهرات و نمودهای اندیشه ای که از تمام قیود منطقی و هنری یا اخلاقی رها شده باشد بپردازد و در اعلامیه ای که انتشار داد نوشت: "سورئالیسم عبارت است از آن فعالیت خود به خودی روانی که به وسیله آن می توان خواه شفاهاً و خواه کتباً یا به هر صورت و شکل دیگری فعالیت واقعی و حقیقی فکر را بیان و عرضه کرد." سورئالیسم عبارت است از دیکته کردن فکر بدون وارسی عقل و خارج از هر گونه تقلید هنری و اخلاقی.
سورئالیست ها می گویند بسیاری از تصورات و تخیلات و اندیشه های آدمی هست که انسان بر اثر مقید بودن به قید اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و رسوم و عادات از بیان آنها خودداری می کند و این تصورات را به اعماق ضمیر پنهان خویش می راند. این قبیل افکار و اندیشه ها و آرزوها غالباً در خواب و رویا و در شوخی ها و حرف هایی که از زبان انسان می پرد تجلی می کند و سورئالیستم طرفدار بیان صادقانه و صریح این قبیل افکار و تصورات و اوهام و آرزوها است. به طور خلاصه سورئالیست ها فعالیت اصیل انسان را همان فعالیت رویا مانند ندای درونی دنیای ناخودآگاه می دانند. از سورئالیست های معروف می توان به "برتون" و "آراگون" "پل الوار" و "گیوم آپولینر" اشاره کرد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 22:24 توسط پوریا |
|
|
برنده
متعهد میشود. بازنده وعده میدهد. A winner .makes commitments A loser .makes promises
وقتی برنده ای مرتکب اشتباه میشود میگوید: "اشتباه کردم." وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه میشود میگوید: "تقصیر من نبود." When Awinner makes a mistake ".he says: "I was wrong When A loser makes a mistake ".he says: "It wasn't my fault
برنده پیش از بازنده کار را انجام میدهد و در انتها باز هم وقت دارد. بازنده همیشه آنقدر گرفتار است که نمیتواند به کارهای ضروری بپردازد. A winner workes harder than a loser .and has more time A loser is always too busy .to do what is necessary
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 22:19 توسط پوریا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 0:11 توسط پوریا |
|
|
ريشه روشني پوسيد و فرو ريخت.
و صدا در جاده بي طرح فضا مي رفت. از مرزي گذشته بود، در پي مرز گمشده مي گشت. كوهي سنگين نگاهش را بريد. صدا از خود تهي شد و به دامن كوه آويخت: پناهم بده، تنها مرز آشنا! پناهم بده. و كوه از خوابي سنگين پر بود. خوابش طرحي رها شده داشت. صدا زمزمه بيگانگي را بوييد، برگشت، فضا را از خود گذر داد و در كرانه ناديدني شب بر زمين افتاد. كوه از خواب سنگين پر بود. ديري گذشت، خوابش بخار شد. طنين گمشده اي به رگ هايش وزيد: پناهم بده، تنها مرز آشنا! پناهم بده. سوزش تلخي به تار و پودش ريخت. خواب خطا كارش را نفرين فرستاد و نگاهش را روانه كرد. انتظاري نوسان داشت. نگاهي در راه مانده بود و صدايي در تنهايي مي گريست. از کتاب :"زندگی خواب ها " فهرست اشعار منظومه زندگي خوابها |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 18:55 توسط پوریا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ایستادگی کن و مبارزه کن ! که پنهان شدن و
پناه گرفتن در برابر سختی ها تنها راه شکست از ایشان است ! چرا که ترس برادر مرگ است... SQ-soldier |
| پیوندهای روزانه |
|
دیباچه تاریخ فلسفه کانون حکمت و فلسفه مولانا فلسفه جامعه شناسی ایران One Republic سهراب سپهری احمد شاملو آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
جایی برای یک لحظه آرامش بر مدار صفر محفل دوست صندلیهای بی پایه عاشق دل شکسته عشق شیشه ای قلب یخی سه نقطه گمشده ی دو حرفی غریب آشنا خونه ی خودمون نبودن به تلخی فراموش کردن یه بودن نیست |
|
RSS
|